لغت نامه دهخدا
نیم ورقی. [ وَ رَ ] ( ص نسبی ) قطعی از قطعهای کاغذ و کتاب.
نیم ورقی. [ وَ رَ ] ( ص نسبی ) قطعی از قطعهای کاغذ و کتاب.
قطعی از قطعهای کاغذ و کتاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو هست هر ورقی زان کتب حجاب دگر به چشم ما حجب تو به توست آن نه کتب
💡 مباش بیخبر از درس بیثباتی عمر که هر نفس ورقی زین کتاب میریزد
💡 این تپه (قلعه) در فاصله ۵۰۰ متری شرق روستا واقع شدهاست که ورقی از سند تاریخ ورامین را حکایت میکند که در چند سال اخیر توسط دستگاههای دولتی مورد حفاری قرار گرفتهاست.
💡 دی بر ورقی که آن ز اشعار من است جانی دیدم که آن نه گفتار من است
💡 چون دفتر گل سر به سر از گفته ی شاهی هر جا ورقی بازکنی، خون بفشانی
💡 فتحالله امید نجفآبادی تنظیم و تدوین کتاب جاذبه و دافعه علی بن ابی طالب را از روی سخنرانیهای مرتضی مطهری پیاده کرد و برای آن پا ورقی زد.