نهر گزمه

لغت نامه دهخدا

نهر گزمه. [ ن َ رِ گ َ م ِ ]( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل در 13 هزارگزی جنوب شرقی ده دوست محمد، نزدیک مرز افغانستان، در جلگه معتدل هوایی واقع و دارای 386 تن سکنه است. آبش از رودخانه هیرمند، محصولش غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل در ۱۳ هزار گزی جنوب شرقی ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان در جلگ. معتدل هوائی واقع است ٠ آبش از رودخانه هیرمند محصولش غلات و پنبه شغل اهالی زراعت است ٠

جمله سازی با نهر گزمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گزمه ماریشان، روستایی از توابع بخش نوک‌آباد شهرستان تفتان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 همچنین گزمه‌ها جز سلحشورانی بودند که بخاطر روحیهٔ جنگی و استعدادی که در جنگ داشتند مسئولیت حفاظت از شهرها را برعهده داشتند و همواره در تلاش بودند که بتوانند نظم را در شهر ایجاد کنند.

💡 ديوجانس گزمه اى ديد كه دزدى را مى زد. گفت: بنگريد! كه دزد آشكار دزد پنهان را مىزند.

💡 گزمه یک روستا در ایران است که در استان سیستان و بلوچستان واقع شده‌است. گزمه ۱۲۴ نفر جمعیت دارد.

💡 دو گزمه پیدا می‌شوند و با هم به لودگی سخن می‌گویند؛ و پگاه که فرامی‌رسد، می‌روند پیِ کارشان.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز