لغت نامه دهخدا
( نقره آگین ) نقره آگین. [ ن ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) اندوده به نقره: میدانی که دیوان ساخته بودند بفرمود که همه را خشت زرین و نقره آگین درانداختند. ( قصص ص 165 ). || آگنده از نقره. || نقره دار.
( نقره آگین ) نقره آگین. [ ن ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) اندوده به نقره: میدانی که دیوان ساخته بودند بفرمود که همه را خشت زرین و نقره آگین درانداختند. ( قصص ص 165 ). || آگنده از نقره. || نقره دار.
( نقره آگین ) اندوده به نقره میدانی که دیوان ساخته بودند بفرمود که همه را خشت زرین و نقره آگین در انداختند. یا آگنده از نقره. یا نقره دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كه آن كوزه هاى بلورين نقره اى به اندازه و تناسب (اهلش ) اندازه گيرى شده اند (16).
💡 نقره انجم روان می شد ز جوی کهکشان چرخ را می داد اگر سرپنجه قهرش فشار
💡 و زان چون نقره در آتش همی تافت که با وی یک زمان فرصت نمی یافت
💡 رنگ حنا به بینید بر دست آن پریوش این همچو نقره خام آن چون طلای بیغش
💡 گیرم به زر و نقره چو قارون شدهای چون عمر نباشد چه کنی نقره و زر
💡 وی در بازیهای آسیایی ۲۰۲۲ موفق به کسب مدال نقره وزن ۸۷ کیلوگرم زنان شدهاست.