لغت نامه دهخدا
نشوه بخش. [ ن َش ْ وَ / وِ ب َ ] ( نف مرکب ) مستی آورنده. || سرور و خوشحالی آورنده. ( ناظم الاطباء ).
نشوه بخش. [ ن َش ْ وَ / وِ ب َ ] ( نف مرکب ) مستی آورنده. || سرور و خوشحالی آورنده. ( ناظم الاطباء ).
مستی آورنده. یا سرور و خوشحالی آورنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازان شراب که هر جا بود ز نشوه آن هزار عاشق عارف هزار مست خراب
💡 ساغر می که نشوهاش عشق است ما به هر دو جهان خریداریم
💡 ساقی قدح به مردم هشیار ده، که من دارم، هنوز، نشوهای از ساغر الست
💡 می هر نشئه نشوه ای دارد نشوة العشق اطیب النشوات
💡 خوش دهد بهار نشوه سرخ مل گه کنار رود گه فراز پل
💡 گویی جامی در کشیده است می نشوه شده داخلِ شریانِ وی