نسق بند

لغت نامه دهخدا

نسق بند. [ ن َ س َ ب َ ] ( نف مرکب ) قراردهنده قاعده. ( آنندراج ). آنکه نظم می دهد و مرتب می کند اساس و بنیان کاری را. ( ناظم الاطباء ):
علی را وکیل خدا خوانده اند
نسق بند ارض و سما خوانده اند.ملاطغرا ( از آنندراج ).|| عامل ملک. ( غیاث اللغات ). که بنیچه بندی کند.

فرهنگ فارسی

قرار دهند. قاعده. آنکه نظم می دهد و مرتب می کند اساس و بنیان کاری را. یا عامل ملک. که بنیچه بندی کندی.

جمله سازی با نسق بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مجلس شاه بدیدم، نه بر آن ساز و نسق صدر درگاه بدیدم، نه بدان فرو براه

💡 انوری این چه پریشانی و بی‌خویشتنی است هیچ دانی که سخن بر چه نسق می‌رانی

💡 (4) نسق چى باشى: ابلاغ فرامين شاه به صاحب منصبان، ديوان و احضار كسانى كه بايد شرفياب شوند به عهده اوست ضمنا تامينات اردوى شاه در سفر نيز با اوست.

💡 باز نمود دولتش راه صواب خلق را هر که بگشت از آن نسق، بر ره ناصواب شد

💡 آن کس که در جهان، نسق شهر و ده نهاد چون نی، بنای خانه دل بر گره نهاد

💡 از فامیلیهای اصیل و قدیمی روستا میشود به اصغرزاده،فرهادی،باقرزاده،چراغی(پرتوی)،محمودی،سلیمانی،دادوند،موید،براتی نژاد،پیرزاده،صاحب نسق،قاسمی و...اشاره کرد.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز