لغت نامه دهخدا
( نزهت آباد ) نزهت آباد. [ ن ُ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از بهشت جاودانی و دنیای دیگر. بهشت عدن. باغ بهشت. جنت:
روانش به مینو پر از نور باد
در آن نزهت آباد مسرور باد.؟ ( از حبیب السیر ).
( نزهت آباد ) نزهت آباد. [ ن ُ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از بهشت جاودانی و دنیای دیگر. بهشت عدن. باغ بهشت. جنت:
روانش به مینو پر از نور باد
در آن نزهت آباد مسرور باد.؟ ( از حبیب السیر ).
( نزهت آباد ) کنایه از بهشت جاودانی و دنیای دیگر است باغ بهشت جنت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس تا در اين زندان و سبحنى اول و آخر دارى همينكه از اين زندان در آمده اى فسحت عرصهدلت نزهت ما سوى كند.
💡 صورت او پای می مالد، صنم را در جمال نزهت او سر همی شوید، ارم را در ز حیر
💡 گه کار تو این نزهت و این کشتن کفار در دست تو گه خنجر و گه زرین ساغر
💡 به نزهت بود روزی با دلافروز سخن در داد و دانش میشد آن روز
💡 خطه فریومدا کنون شد ز نزهت آنچنانک از خجالت کرد پنهان روی ازو خلد برین
💡 هم نزهت بهشت بعفو خدایگان با صحن دلشگای روان پرورش قرین