لغت نامه دهخدا
نحاس قبرسی. [ ن ُ س ِ ق ُ رُ / ق ِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مس سرخ مایل به زردی است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
نحاس قبرسی. [ ن ُ س ِ ق ُ رُ / ق ِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مس سرخ مایل به زردی است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
مس سرخ مایل بزردی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از برخی نمونهها میتوان به اِواگوراس∗ قبرسی و فیلیپ مقدونی (که همگی توسط ایسوکراتس فیلهلن یا Philhellenes نامیده شدند) اشاره کرد؛ همچنین حکمرانان اولیهٔ شاهنشاهی اشکانی از مهرداد یکم نیز از عنوان فیلهلن بر روی سکّههای خود استفاده کردند؛ که اقدامی سیاسی با هدف ایجاد روابط دوستانه با اتباع یونانی شان بود.
💡 در این حادثه دست کم پنجاه و هفت نفر کشته و ۸۰ نفر دیگر مجروح شدند که ۲۵ نفر از آنها بهشدت مجروح شدهاند. از مجروحان، ۶۶ نفر در بیمارستان بستری هستند و شش نفر در بخش مراقبتهای ویژه بستری هستند. شناسایی برخی قربانیان به دلیل دمای بالای ۱۳۰۰ درجه سانتیگراد (۲۳۷۰ درجه فارنهایت) در داخل اولین واگن قطار بسیار چالشبرانگیز بودهاست. پنج آلبانیایی، دو دانشجوی قبرسی و یک شهروند رومانیایی در میان کشته شدگان هستند.