لغت نامه دهخدا
نای نبرد. [ ی ِ ن َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کرنای جنگ را گویند. ( آنندراج ). شیپور. ( ناظم الاطباء ).
نای نبرد. [ ی ِ ن َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کرنای جنگ را گویند. ( آنندراج ). شیپور. ( ناظم الاطباء ).
کرنای جنگ را گویند شیپور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبرد همتکس از تلاشگوی تسلی بیفکنید درتن ره شر بریدهٔ ما را
💡 بیامد که جوید ز ایران نبرد سر هم نبرد اندر آرد بگرد
💡 نیا را روانه سوی پارس کرد که آساید از رنج راه و نبرد
💡 ندارم سواری ورا هم نبرد از ایران نیارد کس این کار کرد
💡 که در روم آباد خسرو چه کرد همی آشتی نو کند گر نبرد
💡 فرزین عزم را روزی که زین کند در عرصه نبرد رو بهر کین کند