ناورد گرفتن

لغت نامه دهخدا

ناورد گرفتن. [ وَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گردیدن. گشتن. جولان دادن:
وآن یاوگیان رایگان گرد
پیرامن او گرفته ناورد.نظامی.تو در غم جان من به صد درد
من گرد جهان گرفته ناورد.نظامی. || پیکار کردن. مجازاً به معنی رقابت کردن:
چو لعلم با شکر ناورد گیرد
تو مرد آر آنگهی نامرد گیرد.نظامی.

جمله سازی با ناورد گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بدین سان بود کشاکش حسن جان بدر ناورد یکی ز هزار

💡 هیچ ناورد از ره کدیه به دست غیر صد دینار آن کدیه‌پرست

💡 برگردد آنکه با هوس کشور آمده سر ناورد بافسر شاهی گدای ما

💡 تو خود کن یکی چاره ی درد من زشه بازجو اذن ناورد من

💡 که به یک دم هزار پشه به دم درکشد ناورد بر ابرو خم

💡 گرداب کند حلقه ناورد خوی او پس بر لب گرداب نهد گام چو ملاح

برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز