لغت نامه دهخدا
ناو کفل. [ وِ ک َ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فاصله میان دو کفل [ اسب ] از جهت فربهی. ( آنندراج ). رجوع به ناو شود:
زین زر ازگرمی او گشت حل
چون عرقش ریخت ز ناو کفل.میریحیی ( از آنندراج ).
ناو کفل. [ وِ ک َ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فاصله میان دو کفل [ اسب ] از جهت فربهی. ( آنندراج ). رجوع به ناو شود:
زین زر ازگرمی او گشت حل
چون عرقش ریخت ز ناو کفل.میریحیی ( از آنندراج ).
فاصله میان دو کفل ( اسب ) از جهت فربهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک ناو آمریکایی در تاریخ ۱۳۸۴/۲/۶ و به منظور توقیف یک کشتی نفتکش پانامایی در حوالی خور موسی به آبهای ایران وارد شد.