ناو جوان

لغت نامه دهخدا

ناوجوان. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان ارومیه، در 19 هزارگزی جنوب غربی هشتیان و 1500 گزی راه ارابه رو سرو. در دامنه سردسیری واقع است و 41 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه سرو و چشمه، محصولش غلات و توتون، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی آنجا جوراب بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان رضائیه در ۱۹ هزار گزی جنوب غربی هشتیان و یکهزار و پانصد گزی راه ارابه رو سرو در دامنه سردسیری واقعست و ۴۱ هزار تن سکنه دارد.

جمله سازی با ناو جوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر چه شاه جوانست بخت او پیر است ز عقل پیرش بختش همیشه هست جوان

💡 جوانی خار کن بر خار می‌خفت کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت

💡 از پیر و جوان برده دل آن ترک جفاجو تا عیب نگیرد پدر پیر جوان را

💡 که من نیز گستاخ گشتم به شاه به پیر و جوان از می آید گناه

💡 گمان برد هر کس کی بود آن جوان یکی نامور مرد بازارگان

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز