لغت نامه دهخدا
ناقص عقلی. [ ق ِ ع َ] ( حامص مرکب ) صفت ناقص عقل. رجوع به ناقص عقل شود.
ناقص عقلی. [ ق ِ ع َ] ( حامص مرکب ) صفت ناقص عقل. رجوع به ناقص عقل شود.
کم خردی کم عقلی حماقت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگ و بوی غم گرفت از فیض دل گلزار ما این زر ناقص عیار از کیمیا کمتر نبود
💡 در عالم برزخ نه تنها ولايت انسان را كامل مى كنند و افراد ناقص و اولاد مؤ منانى كهسقط شده يا در سن كودكى از دنيا رفته اند بهتكامل مى رسانند (كه در قيامت نقصى و عيبى نداشته باشند).
💡 روزگارم تیره صائب زین سواد ناقص است شمع در ویرانه ام از شعله ادراک نیست
💡 نگاه عميق و آزار دهنده به نقايص بدنى مردم نفعى ندارد، ولى انسان ناقص را بهشكنجه و عذاب روحى دچار مى كند و روان او را متاءلم مى نمايد. كسى كه با همنشين خودچنين رفتار كند، با عمل خويش عيب اخلاقى خود را آشكار كرده است.
💡 فینیکس در ساعات اولیه ۳۱ اکتبر ۱۹۹۳، در ۲۳ سالگی به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر در هالیوود غربی درگذشت. قبل از مرگ، وی در حال فیلمبرداری خون تیره بود که ۱۹ سال بعد، در سال ۲۰۱۲ بهطور ناقص منتشر شد.
💡 علاوه بر این نسخهها، یک نسخهٔ خطی در کتابخانهٔ ایندیا آفیس با خط نستعلیق و ۱۸۴ برگ موجودست که تاریخ کتابت نداشته و ناقص است. نسخهٔ متأخری نیز در کتابخانه برلین با ۱۳۶ برگ ۱۳ سطری و به نستعلیق وجود دارد.