ناظری خوردن

لغت نامه دهخدا

ناظری خوردن. [ ظِ خوَر / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) مبلغی از پول به عنوان حق النظاره برداشتن. حق الزحمه گرفتن. چیزی به نام حق کارگزاری و مباشرت گرفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مبلغی بعنوان حق النظاره برداشتن حق الزحمه گرفتن.

جمله سازی با ناظری خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر رخ حور نظر غایتِ کوته نظری ست ناظری را که تو باشی به قیامت منظور

💡 این آلبوم تا به حال بازخوردهای متعدد و متنوعی را به همراه داشته‌است. مجلس کانادا نیز پس از اجرای کنسرت ناگفته از ناظری‌ها تقدیر کرد.

💡 گر به وجود ناظری هر دو یکیست در وجود ار به صفات مایلی این دگر است و آن دگر

💡 صدای سخن عشق نام آلبومی است از شهرام ناظری که بخشی از آن به زبان فارسی و تعدادی از اشعار آن به زبان کردی خوانده شده‌است.

💡 زان حلقه حلقه کز پی دلها فراهم است با صد هزار دیده بر آن روی ناظری

💡 بنمای رخ یا شعر و عرفان، نام آلبوم موسیقی است با صدای شهرام ناظری و با همکاری محمدجلیل عندلیبی به عنوان آهنگساز و سرپرست گروه در دستگاه ماهور.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز