لغت نامه دهخدا
ناظره خوانی. [ ظِ رَ / رِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مطالعه کتاب و درس. ( ناظم الاطباء ).
ناظره خوانی. [ ظِ رَ / رِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مطالعه کتاب و درس. ( ناظم الاطباء ).
مطالعه کتاب و دروس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گراميترين بهشتيان نزد خداوند كسى است كه هر بامداد و شامگاه خدا را ديدار مى كند. آنگاه حضرتش اين آيه را تلاوت فرمود: وجوه يومئذ ناضره الى ربها ناظره (34)
💡 در خبر ديگر فرمودند به زوجات خود كه: (سلمان عين ناظره من است و گمان نكنيد كه اومثل مردانى است كه مى بينيد. بدرستى كه سلمان مى خواند به سوى خداوند و به سوىمن، پيش از آنكه مبعوث شوم به 450.)
💡 - ما لى اراكم اشباحا بلا ارواح وارواحا بلا اشباح... و ناظره عمياء وسامعهصماء و ناطقه بكماء (864)
💡 و جمله (الى ربها ناظره ) خبرى است بعد از خبر براى مبتدا (وجوه )، و (الى ربها)متعلق است به كلمه (ناظره )، كه به خاطر افاده حصر، و يا رساندن اهميت مطلب ازخود آن جلوتر آمده، وگر نه مى فرمود: (ناظره الى ربها).