ناشکیبا شدن

مترادف‌ها

بی‌قرار شدن، بی‌صبر شدن، بی‌تاب شدن

متضادها

صبر کردن، شکیبایی ورزیدن، بردبار شدن

لغت نامه دهخدا

ناشکیبا شدن. [ ش ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جزع. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). بی قرار و بی تاب شدن. و رجوع به ناشکیبا شود.

فرهنگ فارسی

جزع بیقرار و بی تاب شدن.

جمله سازی با ناشکیبا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو لب به عشوه گزی دست اگر نهم بر دل بگو چه چاره کنم جان ناشکیبا را؟

💡 از دوری جناب تو دور از تو بوده ام دل گشته ناشکیبا تن مانده ناتوان

💡 به شرمی که در روی زیبا بود به صبری که در ناشکیبا بود

💡 تو را در آینه دیدن جمال طَلعت خویش بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

💡 ندانست کو را چه آمد به پیش دلش ناشکیبا شد از بخت خویش

💡 ناشکیبا شدن در برابر مشکلات کوچک زندگی می‌تواند مانع از رسیدن به اهداف بزرگ و ایجاد پایداری لازم در مسیر موفقیت‌های طولانی شود.

💡 او از ناشکیبا شدن در برابر روند کند رشد گیاهانش پشیمان شد، زیرا در کشاورزی همیشه صبر و حوصله حرف اول را می‌زند.

💡 تلاش برای جلوگیری از ناشکیبا شدن در محیط‌های کاری پر از تنش، یکی از مهارت‌های اصلی برای مدیران موفق و خونسرد محسوب می‌شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران