لغت نامه دهخدا
نار رباب. [ رِ رُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از انار ترش باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). انار خوش ترش. ( شمس اللغات ).
نار رباب. [ رِ رُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از انار ترش باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). انار خوش ترش. ( شمس اللغات ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکره ببر در آرم و بنواز همچو چنگ تا چند گوشمال کشم از تو چون رباب
💡 مطرب بلبل نوای چرخ می زد بر رباب هر ترنم کز ترنم ساز طبعم می شنود
💡 چو گردنا بشود گوشمال خورده دهر کسی که بیهده گردن کشی کند چو رباب
💡 من در بهشتِ مجلسِ اصحاب می خورم بر بانگ چنگ و ضرب دف و نغمه ی رباب
💡 نازکدلی، از آن کنم از درد نالهای نازکتر و حزینتر از نغمة رباب