مینای افشار
لغت نامه دهخدا
مینای افشار. [ نای ِ اَ ] ( اِخ ) اسمش فریدون بیک و از طوایف افشاریه شهر ارومی بوده است. رباعی زیر را برای معشوقش که درد گلو داشته گفته است:
دیشب همه شب ای آرزوی مینا
این بود بخویش گفتگوی مینا
کز درد گلویت ای مه مینوچهر
دل خون شد وریخت از گلوی مینا.( از مجمعالفصحاء چ سنگی ج 2 ).
فرهنگ فارسی
اسمش فریدون بیک و از طوایف افشاریه
جمله سازی با مینای افشار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به منظور بهبود ظاهر دندان کامپوزیت شده حاشیهٔ مینای دندان باید توسط اسیدفسفریک اصلاح شود.
💡 چو مینای پر از می فتنهها دارم به زیر سر شود پرشور عالم چون ز سر دستار بردارم
💡 چه سود پند که هر پنبهای که ساقی مجلس گرفت از لب مینای می نهاد به گوشم
💡 چون می از مینای چرخ آید به جام عشرتم شیشه جای دیگر و پیمانه جای دیگر است
💡 می مینای آگاهی فنا کیفیت است اینجا به بنیاد خود آتش زد شرار از چشم وا کردن
💡 دایم از جوش جنون سینه من صد چاک است سنگ مینای من این باده پر زور شده است