لغت نامه دهخدا
ملامت پیما. [ م َ م َ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) دشنام دهنده. ( ناظم الاطباء ).
ملامت پیما. [ م َ م َ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) دشنام دهنده. ( ناظم الاطباء ).
دشنام دهنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیر میداند سعیدا سبحه دارد در بغل من به زیر دلق، زنار ملامت میکشم
💡 اندرین عشق مرا نیز ملامت مکنید کاین قضاییست بر این سر که ندانم چه قضاست
💡 ما نمى دانيم در تمام آن سال هاى عشق و جنون چگونه ملامت ها را شنيدى و ملامت ها را خريدى؟!
💡 لاله وار آورده ام خار ملامت از ازل من برسوایی علم روز ازل افراشتم
💡 انسان را از فعاليت و ضروريات زندگى بازمى دارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مىگشايد.
💡 6 - تـنـها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند كه در بهره گيرى از آنها ملامت نمىشوند.