مفهوم استخاره

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] استخاره، درخواست شناخت بهترین گزینه از خداوند، هنگام تردید و دو دلی است.
استخاره از ریشه «خ ی ر» و از باب استفعال، در لغت به معنای «طلب خیر در چیزی» و در اصطلاح عبارت است از واگذاردن انتخاب به خداوند با دعا و عمل مخصوص، در کاری که انسان در انجام دادن آن مردّد است.
حوزه معارف قرآن
این واژه در قرآن نیامده است؛ ولی با توجه به اینکه مسلمانان در مواردی برای تصمیم گیری در کارهایشان از روش استخاره با قرآن استفاده می کنند در حوزه مسائل پیرامون قرآن قرار می گیرد و از آن جهت که برخی مفسّران آیه شریفه «اَن تَستَقسِموا بِالاَزلم» را به استخاره تفسیر کرده اند می تواند در حوزه معارف قرآن قرار گیرد.
معانی به کا رفته در روایات
واژه استخاره در روایات فراوانی دیده می شود و به گفته بحرانی در روایات به ۴ معنا به کار رفته است: ۱. طلب ممکن شدن آنچه در آن خیر است، ۲. طلب عزم بر آنچه در آن خیر است، ۳. طلب خیر از خدا که نوعی دعا تلقی می شود، ۴. طلب شناخت چیزی که خیر در آن است. افزون بر این معانی، وجوه دیگری را نیز در معنای استخاره گفته اند.
← دو معنای اصلی
...

جمله سازی با مفهوم استخاره

💡 نمونه هاى بسيارى داشت از جمله اين كه يك نفر استخاره كرده بود كه مبلغ سى هزارتومان بابت سهم امام عليه السلام براى فرش مسجدى در خيابان اباذر تهران پرداختكند.فرمودند: (59)

💡 625-نحوه استخاره معظم له فرستادن سه صلوات بر محمد وآل محمد و گرفتن يك قبضه از تسبيح و جدا كردن دو تا دو تا از دانه هاى آن.در نهايتاگر يكى باقى ماند، خوب و اگر دو تا ماند بد است.

💡 بعد از اصرار زياد آن بزرگان، مادرش راضى شد كه استخاره كند، اين آيه شريفهآمد: (وَ لا تَخافى وَ لا تَحْزَنى اَنَا رادُّوُه اِلَيْكِ وَ جاعِلُوُه مِنَ الْمُرْسَلين.)(81):

💡 و آزمايش ها انجام شد و عفونت كم شده بود، ما هم با استخاره داروها را قطع كرديم ودوباره آزمايش كرديم باز كم شد تا دفعه سوم به طور كلى رفع شده بود. وحال ايشان خوب شده بود كه همه تعجب مى كردند و مى گفتند عنايتاهل بيت عليهم السلام يك ماه هم نشد كه ايشان به طور معجزه به سفر عتبات مشرف شدند.و از حضرات معصومين تشكر كردند، خصوصاابوالفضل العباس عليه السلام.

💡 گوش جان به سخنان اين فقيه فرزانه مى دهيم تا از رؤ ياى ربانى و استخاره آسمانىوى آگاه شويم:

💡 خادم مزبور، يك روز پس از اينكه كار استخاره آن زن تمام شد، او را نزد من آورد، از او سؤ ال كردم: تو چه مى كنى ؟ گفت: براى زنها استخاره مى گيرم. گفتم: استخاره را از كه آموختى ؟ چه ذكرى مى خوانى، و چگونه مسائل را به مردم مى گويى ؟