بر اکنده
مترادفها
پراکنده، پخش شده
لغت نامه دهخدا
( برآکنده ) برآکنده. [ ب َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب /نف مرکب ) انباشته. فراهم آمده. رجوع به آکنده شود.
فرهنگ فارسی
( بر آکنده ) انباشته فراهم آمده.
پراکنده، پخش شده
( برآکنده ) برآکنده. [ ب َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب /نف مرکب ) انباشته. فراهم آمده. رجوع به آکنده شود.
( بر آکنده ) انباشته فراهم آمده.