معزالدین

معزّالدین عنوانی اَرْست و تاریخی در جهان اسلام است که ریشه در زبان عربی دارد. این ترکیب از دو جزء مُعِزّ به معنای گرامی‌دارنده یا عزت‌بخش و الدین به معنای دین تشکیل شده و در مجموع به کسی که به دین عزت می‌بخشد یا گرامی‌دارندهٔ دین ترجمه می‌شود. این نام، به‌ویژه در ادوار تاریخی، نه تنها به‌عنوان نامی برای افراد، که گاهی به عنوان لقبی حکومتی برای فرمانروایان مسلمان به‌کار می‌رفته است.

در تاریخ ایران و شبه‌قاره، این نام با چهره‌های شاخصی پیوند خورده است که مشهورترین آن‌ها مُعِزُّالدین محمد بن سام، معروف به محمد غوری، بنیان‌گذار سلسلهٔ غوریان است که نقش بسزایی در گسترش اسلام در شبه‌قارهٔ هند ایفا کرد. کاربرد این نام و لقب، نشان‌دهندهٔ اهمیتی است که حاکمان و خانواده‌های آن دوران برای پاسداری و سربلندی دین قائل بودند و آن را در هویت و عنوان خویش متجلی می‌ساختند.

لغت نامه دهخدا

معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) لقب سلطان سنجر سلجوقی بوده است. و رجوع به سنجر شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) لقب دیگر شهاب الدین محمد غوری بوده است. رجوع به شهاب الدین محمدبن بهاءالدین و طبقات سلاطین اسلام ص 263 و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 607 و فهرست تاریخ جهانگشا ج 2 شود.
معزالدین. [ م ُع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) رجوع به مبارکشاه ثانی شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) ابن حدیده وزیرناصرالدین اﷲ خلیفه عباسی بوده است. و رجوع به تجارب السلف چ 1 ص 329 و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 327 شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) اسماعیل سومین از سلاطین ایوبی عربستان ( 593-598 هَ. ق. ). ( طبقات سلاطین اسلام ص 69 ). و رجوع به اسماعیل بن طغنکین شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) اصفهانشاه. رجوع به اصفهانشاه شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) بهرامشاه از سلاطین مسلمان دهلی بوده است ( 637-639 هَ. ق. ) و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 265 و 268 و حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 620 شود.
معزالدین.[ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) حسین بن ملک غیاث الدین هفتمین از ملوک آل کرت. وی به سال 732 هَ. ق. پس از برادر خود ملک حافظ در هرات به امارت نشست و چون سلطان ابوسعید بهادرخان درگذشت ملک معزالدین بالاستقلال قدرتی یافت و خطبه به نام خویش خواند. و به سال 742 با وجیه الدین مسعود سربداری به جنگ پرداخت و بر او غلبه یافت. ملک معزالدین 39 سال سلطنت کرد و به سال 771 درگذشت. و رجوع به آل کرت و حسین کرت در همین لغت نامه و حبیب السیر چ خیام ص 380 و قاموس الاعلام ترکی شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) سنجر شاه، اولین از اتابکان الجزیره ( 576-605 ) ( طبقات سلاطین اسلام ص 145 ).
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُ دْ دی ] ( اِخ ) عمر شیخ پسر سوم امیر تیمور لنگ بود که پس از غلبه بر آل مظفر و فتح شیراز به حکومت فارس تعیین شد و یک سال بعد به سال 796 هَ. ق. ضمن لشکرکشی به دیاربکر در کردستان کشته شد.و رجوع به حبیب السیر ص 416، 441، 444 و 459 و قاموس الاعلام ترکی و تاریخ عصر حافظ تألیف دکتر غنی شود.
معزالدین. [ م ُ ع ِزْ زُدْدی ] ( اِخ ) محمود، دومین از اتابکان الجزیره ( جلوس به سال 605 هَ. ق. ). ( از طبقات سلاطین اسلام ص 145 ).

فرهنگ فارسی

محمد بن سام از امرای غوریه پس از مرگ برادرش ( غیاث الدین بپادشاهی رسید و در سال ۶٠۲ ه.ق. بدست یکی از فدائیان ملاحده کشته شد.
محمود دومین از اتابکان الجزیره
سنجر شاه اولین از اتابکان الجزیره

فرهنگ اسم ها

اسم: معزالدین (پسر) (عربی) (تلفظ: moez-od-din) (فارسی: مُعزالدین) (انگلیسی: moez-od-din)
معنی: گرامی دارنده دین، نام یکی از امیران سلسله آل کرت

جمله سازی با معزالدین

💡 سایهٔ یزدان معزالدین والدنیا که هست دین و دنیا را از او تایید و عز جاودان

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز