لغت نامه دهخدا
الف و لام. [ اَ ل ِ ف ُ ] ( حرف تعریف ) حرف تعریف عربی ( ال ). رجوع به ال شود.
الف و لام. [ اَ ل ِ ف ُ ] ( حرف تعریف ) حرف تعریف عربی ( ال ). رجوع به ال شود.
حرف تعریف عربی
💡 زان قد و زلف که گویی الف و لام ویند لام الف وار دل خسته دونیم افتاده ست
💡 و در اين جمله، (رزقا) را بدون الف و لام آورده و اين اشاره است به اينكه رزق نامبرده، طعام معهود در بين مردم نبوده، همچنانكه بعضى هم گفته اند: هر وقت زكريا به مريمسر مى زد، ميوه زمستانى را در تابستان و ميوه تابستانى را در زمستان نزد او مى ديد.
💡 پس اينكه فرمود: (افلم يدبروا القول ) استفهامى است كه انكار را مى رساند، و الفو لام در (القول ) الف و لام عهد است، و مراد از(قول ) قرآن تلاوت شده بر آنان است.
💡 الموت کلمهای است مرکب از دو واژه " آله" و "آموت". نویسنده برهان قاطع این کلمه را به فتح الف و لام بر وزن جبروت میداند. مینویسد: نام قلعهای است مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع است و آن را به سبب ارتفاعی که دارد آله آموت گفتندی یعنی عقاب آشیان چه " اله" عقاب و " آموت " آشیان باشد.
💡 گواه زنده اين تفسير براى حروف مقطعه حديثى است كه از على بن الحسين (عليهماالسلام) امام سجاد (عليه السلام ) رسيده است آنجا كه مى فرمايد: كذب قريش واليهودبالقرآن و قالوا هذا سحر مبين، تقوله فقال الله:(الم ذلك الكتاب...): اى يا محمدهذا الكتاب الذى انزلته اليك هوالحروف المقطعة التى منها الف و لام و م و هو بلغتكم وحروف هجائكم فاتوا بمثله ان كنتم صادقين...:
💡 در بعضى از روايات اين بشارت به خوابهاى خوش كه مؤ منان مى بينند تفسير شدهولى همانگونه كه گفتيم با توجه به مطلق بودن اين كلمه و الف و لام جنس در