لغت نامه دهخدا
فرگاه. [ ف َ ] ( اِ مرکب ) لفظی است که به عربی حضرت میگویند. ( برهان ). برساخته دساتیر. ( فرهنگ دساتیر ص 257 ). از: فر +گاه؛ لغةً به معنی پیشگاه. ( حاشیه برهان چ معین ).
فرگاه. [ ف َ ] ( اِ مرکب ) لفظی است که به عربی حضرت میگویند. ( برهان ). برساخته دساتیر. ( فرهنگ دساتیر ص 257 ). از: فر +گاه؛ لغةً به معنی پیشگاه. ( حاشیه برهان چ معین ).
اسم: فرگاه (پسر) (فارسی) (تلفظ: fargah) (فارسی: فَرگاه) (انگلیسی: fargah)
معنی: پیشگاه باشکوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - خانم شکوه فرگاه بانی مهرگان ادب و اهداکننده مبلغ نقدی جایزه مهرگان ادب، بخش رمان در سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵
💡 جناب دومین لقب نظامی در ارتش ایران است که به نظامیانی که دارای درجات نظامی افسری که بالاتر از استوار یکم (سرکار) و پایینتر سرتیپ (امیر یا تیمسار) هستند و بعد از لقب سرکار اعطاء میشود که شامل درجات نظامی: ستوان سوم، ستوان دوم، ستوان یکم، سروان، سرگرد، سرهنگ دوم و سرهنگ میشود. در زبان پارسی به جناب فرگاه هم میگویند.
💡 ذات بی چون در خور دیدار نیست واندر آن فرگاه کس را بار نیست