جسوری. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پشت کوه باشت و بابوئی از بخش گچساران از شهرستان بهبهان. در یکهزار گزی شمال راه اتومبیل رو کازرون به بهبهان قرار دارد. آب آنجا از چشمه و قنات و محصول آن غلات، برنج و کنجد و لبنیات و شغل مردم زراعت و حشم داری است و صدوپنجاه تن سکنه از طایفه باشت و بابوئی دارد و این آبادی را خوان احمد هم میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان پشت کوه باشت و بابوئی از بخش گچساران از شهرستان بهبهان. در یکهزار گزی شمال راه اتومبیل رو کازرون به بهبهان قرار دارد آب آنجا از چشمه و قنات و محصول آن غلات برنج و کنجد و لبنیات و شغل مردم زراعت و حشم داری است و صد و پنجاه تن سکنه از طایفه باشت و بابوئی دارد و این آبادی را خوان احمد هم میگویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صحرا خبرنگار جسوری که در عشق شکست خورده و تحقیر شده، به دنبال برابری با ارشد شاهنگ، معشوق خود که از خانواده اصیل و ثروتمندی بوده تصمیمات ماجراجویانهای گرفته و وارد روابط تجاری خطرناک و پیچیدهای میشود که زندگی او و خانواده شاهنگ را دستخوش تغییرات اساسی میکند.
💡 رامسس دوم، موسوم به رامسس کبیر، حوالی سال ۱۲۷۹ پیش از میلاد به سلطنت رسید و معابد بیشتری ساخت، تندیسها و ابلیسکهای بیشتری برپا کرد و بیش از هر فرعون دیگری در تاریخ، صاحب فرزند شد. رامسس دوم رهبر نظامی جسوری بود و ارتش خود را در نبرد کادش (در سوریهٔ امروزی) علیه هیتیها فرماندهی کرد. این نبرد به بنبست رسید و سرانجام در حدود سال ۱۲۵۸ قبل از میلاد طرفین با آنچه اولین معاهدهٔ صلح ثبتشده در تاریخ است موافقت کردند.