💡 پس از بیانات فراگیرِ سوژهٔ فوگ و معکوس فوگ (که دونالد تووی آن را موتیف «شعله» مینامد)، بخشهای کنترپوان هویت خود را از دست میدهند. آلفرد برندل این زیربخشها را بهعنوان «از بین بردنِ» محدودیتهای چندصدایی میبیند؛ دونالد تووی آن را یک «گسستگی» دانست و این قطعه را «شجاعانه» خواند. سرانجام این بخش به یک آرپژ چهارمیزانی در تونیک، و یک آکورد تاکیددارِ نهایی در لا بمل ماژور میانجامد..
💡 وی که قدرتی مشابه ولی بیشتر از فلش داشتهاست به فلش معکوس (Reverse Flash) معروف است و برای نابود کردن بزرگترین دشمنش (ولی به او حسودی میکند و شبیه او باشد) دکتر ولز یا ایبارد ثاون در زمان سفر میکند و به دوران کودکی وی میرود.
💡 ساختار موومان سوم به دو بخشِ «آریوسوی» (آوازگونه) آهسته و دو فوگ سریعتر، تقسیم میشود. در تحلیل آلفرد برندل، شش بخش در این موومان وجود دارد که عبارتند از: رسیتاتیو، آریوسو، اولین فوگ، آریوسو، فوگِ معکوس و در نهایت نتیجهگیری با همصدا. در مقابل، مارتین کوپر ساختار را بهعنوان یک «موومان دوبل» (یک آداجیو و یک فینال) توصیف میکند.