کم سفید

لغت نامه دهخدا

کم سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جوزم و دهج است که در بخش شهربابک شهرستان یزد واقع است و 339 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

جمله سازی با کم سفید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاده‌پیمای عدم بودیم و کس محرم نبود این ره خوابیده شد از لغزش‌ مژگان سفید

💡 چشم رحمت برگشا موی سفید من نگر گرچه از شرمندگی روی سیاه آورده ام

💡 حزین از انفعال من، نخواهد شد سفید آنجا گر صبح قیامت را، نمایم سینهٔ چاکی

💡 بگفت: نیت ما اتفاق و یکرنگی است تفاوتی نکند خدمت سیاه و سفید

💡 شد بناگوش، چو صبحم همه یکبار سفید موی سر بر سر من گشت چو دستار سفید

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز