گچک

مترادف‌ها

کبوتر

لغت نامه دهخدا

گچک.[ گ ِ چ َ ] ( اِ ) سازی است معروف و مشهور به کمانچه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ). آلت موسیقی. غجک. عجک. ( برهان ). غژک. کجک. طنبور:
ز هر مو چون گچک میکرد فریاد
دل اصحاب میگشت از غم آزاد.
خوارزمی ( از فرهنگ نظام و برهان قاطع چ معین ).

فرهنگ معین

(گ چَ )(اِ. )نام سازی است شبیه کمانچه که با آرشه نواخته می شود.

فرهنگ عمید

= غژک

فرهنگ فارسی

( اسم ) کمانچه کجک: زهر مو چون گچک میکرد فریاد دل اصحاب میگشت از غم آزاد. ( خوارزمی )

ویکی واژه

نام سازی است شبیه کمانچه که با آرشه نواخته می‌شود.

جمله سازی با گچک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی مرد گچکار، مسلم به نام که بد پیرو آل خیرالانام

💡 پرنده گچک با منقار بلند و تیز خود می‌تواند به راحتی حشرات را از میان شکاف‌های درختان و زمین‌ها پیدا کرده و شکار کند.

💡 مشاهده پرواز سریع و بسیار چابک گچک در آسمان آبی، تجربه‌ای زیبا برای علاقه‌مندان به دنیای حیات وحش و مشاهده پرندگان است.

💡 گچک‌ها معمولاً در مناطق جنگلی یا حاشیه درختان زندگی می‌کنند و نقش بسیار مهمی در کنترل جمعیت حشرات در اکوسیستم دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران