معلق گشتن

لغت نامه دهخدا

معلق گشتن. [ م ُ ع َل ْ ل َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) معلق شدن. آویخته شدن. آویزان شدن:
ابلیس برید از آن علاقت
کو گشت به دامنش معلق.ناصرخسرو.و رجوع به معلق شدن شود.

فرهنگ فارسی

معلق شدن آویخته شدن.

جمله سازی با معلق گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۹۸، گروسمن تصمیم گرفت تا مدتی به مرخصی برود و سریال در نبود او به حالت معلق درآمد. او برگشت تا سری سال ۱۹۹۹ را مجری‌گری کند، ولی برنامه را در سال ۲۰۰۰ ترک کرد.

💡 بعضی از انواع باکتری‌های دیگر مانند ۱سل و۲ لژیونلا پنوموفیلا از طریق قطرات معلق آلوده در هوا (مانند بازدم بیماران هنگام سرفه یا عطسه) به ریه‌ها می‌رسند.

💡 تا بشب بر سر بازار معلق همه روز تا دم صبح سرافکنده و گریان همه شب

💡 ذره‌ای در همه اجزای من مسکین نیست که نه آن ذره معلق به هوای تو بود

💡 دامیست چین زلفش عقل اندرو معلق جزعیست چشم شوخش سحر اندرو مرکب

💡 در یونان باستان، سمیرامیس یا شامیران به عنوان یکی از ملکه‌های افسانه‌ای آشور شناخته می‌شود و بنا به برخی روایات، سمیرامیس کسی است که باغ‌های معلق بابل برای او ساخته شد.

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز