معشوقه پرستی

لغت نامه دهخدا

معشوقه پرستی. [ م َ ق َ / ق ِ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت معشوقه پرست. و رجوع به معشوقه پرست شود.

فرهنگ فارسی

حالت و صفت معشوقه پرست

جمله سازی با معشوقه پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مندیش به عالم و به کام خود زی معشوقه و عشق را هنر بدنامی‌ست

💡 وو زتیان در سال ۶۳۸ به عنوان معشوقه تای‌زونگ (دودمان تانگ)

💡 ما با می و معشوقه از آنیم مدام باشد که به حشرمان چنان انگیزند

💡 گر ما می و معشوقه گُزیدیم چه باک؟ آخِر نه به عاقبت همین خواهد‌بود؟

💡 معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهد حیرانی و زیر و زَبَری میخواهد

💡 هر که را نبود هوای درگه جانان بسر هرگز از معشوقه جانی نگردد با خبر

سرو یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز