مشاورۀ اجباری
متضادها
مشاورۀ اختیاری
فرهنگستان زبان و ادب
{forced counseling} [روان شناسی] مشاوره ای که فقط در مؤسساتی نظیر زندان قابل اجراست و عموماً بی فایده است
جمله سازی با مشاورۀ اجباری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۸۹۶، چارلز ولدو هسکینز و الیجا وات سلز، هسکینز اند سلز را در نیویورک تأسیس کردند. بعدها، هسکینز اند سلز به عنوان "نخستین شرکت مشاورۀ بزرگ در ایالات متّحده، که آمریکاییها تأسیسش کردند، نه حسابداران بریتانیایی"، مورد توصیف و شناخت واقع شد.
💡 برخی از قوانین جدید مربوط به حقوق خانواده، در موارد خاصِ اختلافات شدید، نوعی مشاورۀ اجباری را برای طرفین دعوا پیشبینی کردهاند تا صلح برقرار شود.
💡 در برخی مدارس، پس از وقوع درگیریهای شدید میان دانشآموزان، مدیر مدرسه نوعی مشاورۀ اجباری را با حضور متخصصان روانشناسی برای آنها در نظر میگیرد.
💡 اجرای مشاورۀ اجباری در دادگاهها میتواند راهکاری مؤثر برای کاهش نرخ طلاق و بهبود روابط اجتماعی میان اعضای خانواده در جامعه باشد.