لغت نامه دهخدا
مردم خواری.[ م َ دُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) آدم خواری. خوردن گوشت آدمیزاد. عمل مردم خوار. رجوع به مردم خوار شود.
مردم خواری.[ م َ دُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) آدم خواری. خوردن گوشت آدمیزاد. عمل مردم خوار. رجوع به مردم خوار شود.
تغذیه از گوشت آدمی آدم خوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلرخانی کاسمان در مهد گل پروردشان هین به خواری بین زمین بر سر چهها آوردشان؟!
💡 ما خوف راملامتِ افسرده کرده ایم آری همیشه شیوه افسرده خواری است
💡 زهر خواری را چو شکر میخورند خار غمها را چو اشتر میچرند
💡 کنی دین دار را خواری و دنیادار را عزت عزیز تست خوار ما عزیز ماست خوار تو
💡 بنده یار شوی شاهی عالم یابی خواری عشق کشی عزت والا بینی