لغت نامه دهخدا
مجمعالبطنین. [ م َ م َعُل ْ ب َ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) موضعی است که بطن اوسط دماغ به بطن مقدم جمع گردد. بطن اوسط دماغ. اَزَج. ( از ذخیره خوارزمشاهی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مجمعالبطنین. [ م َ م َعُل ْ ب َ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) موضعی است که بطن اوسط دماغ به بطن مقدم جمع گردد. بطن اوسط دماغ. اَزَج. ( از ذخیره خوارزمشاهی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
موضعی بطن اوسط دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مجمعی که قوت معنی دهی بفیض دستم ز آستین بفرستی بخوان علم
💡 گر آنچ بر سر او رفت بشنود فردوس چو زلف حور شود مجمع پریشانی
💡 طريحى، فخرالدين، مجمع البحرين، انتشارات مرتضوى، تهران، شهريور 1362.
💡 هر چه افزود فلک قیمت کالای هنر مشتری شد وی و از مجمع هنگام گرفت
💡 قدت در مجمع خوبان چو سرو اندر چمن زیبا رخت بر صفحهٔ رویت چو گل در گلستان روشن
💡 میان مجمع صاحبدلان حدیث همام چو هست ذکر شما دلپذیر خواهد بود