لغت نامه دهخدا
لیل التمام. [ ل َ لُت ْ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) درازترین شبها در سال. اطول لیالی الشتاء. درازترین شب زمستان: و اجلت نظری لیل التمام و الحجور. ( مقدمه ابن خلدون چ مطبعه دلگشا ص 7 ).
لیل التمام. [ ل َ لُت ْ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) درازترین شبها در سال. اطول لیالی الشتاء. درازترین شب زمستان: و اجلت نظری لیل التمام و الحجور. ( مقدمه ابن خلدون چ مطبعه دلگشا ص 7 ).
درازترین شبها در سال. اطول لیالی الشتائ. درازترین شب زمستان: و اجلت نظری لیل التمام و الحجور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و لم ار فی عیوب الناس شیئاً کنقص القادرین علی التمام