لاک تراشان

لغت نامه دهخدا

لاک تراشان. [ ت َ ] ( اِخ ) نام دهی از دهستان کلیجان شهرستان شهسوار واقع در 48 هزارگزی جنوب باختری شهسوار. کوهستانی، سردسیر، دارای 135 تن سکنه شیعه، گیلکی و فارسی زبان، آب آن از چشمه سار، محصول آن گندم وسیب زمینی و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آنجا مالرو و صعب العبور است و در زمستان بیش از هفت خانوار سکنه ندارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).، لاکتراشان. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قره طقان بخش بهشهر شهرستان ساری. واقع در نوزده هزارگزی باختری بهشهر و چهار هزارگزی شمالی راه شوسه بهشهر به ساری. دشت، معتدل، مرطوب و مالاریائی دارای 210 تن سکنه شیعه مازندرانی و فارسی زبان. آب آن از رودخانه نکا، محصول آنجا برنج و غلات و پنبه و صیفی. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ). نام دیهی به فرح آباد مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو ص 120 بخش انگلیسی ).

فرهنگ فارسی

نام دهی از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار

جمله سازی با لاک تراشان

💡 از آنچه گذشت معلوم شد هيچ وجهى نيست كه بگوييم آيه شريفه صرفا براى تبرئهرسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) از مشركين و يا از مشركين و يهود و نصارا است،بلكه آيه مطلق است و بيزارى رسول خدا را هم از نامبردگان مى رساند و هم ازاهل بدعت و مذهب تراشان امت اسلام.

💡 و بنابراين مناسب تر آن است كه بگوييم حكم درذيل آيه كه مى فرمايد (له الحكم )، به معناى حكم تشريعى، و يااعم از آن و از احكامتكوينى است، و آن وقت معنا چنين مى شود: هر دينى هالك است، مگر دين او، براى اينكهتشريع دين كار او است، نه غير او، و همه شما به سوى او بازگشت مى كنيد، نه بهسوى دين تراشان اديان ديگر.