لغت نامه دهخدا
قوزبازی. [ ق َ ] ( اِ مرکب ) قسمی بازی با ورق، معمول ترکان عثمانی. ( یادداشت مؤلف ).
قوزبازی. [ ق َ ] ( اِ مرکب ) قسمی بازی با ورق، معمول ترکان عثمانی. ( یادداشت مؤلف ).
بازی با ورق معمولی ترکان عثمانی بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بیند هجوم خط به دور شکّر لعلش ز حسرت مور جوهر در دم خنجر کند بازی
💡 عشقبازی نیست بازی کار شهبازی بود عشق اگر بازی بیا کاین شاهبازی دیگر است
💡 مانند «محیط» امروز در شهر نمی باشد قلّاش نظر بازی، دُردی کش بد نامی
💡 چو از گجرت بسی تیمار خوردم به بازی باز از تو بر نگردم
💡 نردی است نظر بازی ما کز سر آن نرد تا جان ندهد عاشق جان باز نخیزد