قلعه زنبور

لغت نامه دهخدا

قلعه زنبور. [ ق َ زَم ْ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چنارود بخش آخوره شهرستان فریدن، واقع در 33هزارگزی جنوب آخوره و 18هزارگزی راه اسکندری به داران. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 151 تن است. و آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، و شغل اهالی زراعت است. وراه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان چنارود بخش آخوره شهرستان فریدن واقع در ۳۳ هزار گزی جنوب آخوره و ۱۸ هزار گزی راه اسکندری بداران. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است.

جمله سازی با قلعه زنبور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی آسایش نمی بیند دل پر آرزو خانه زنبور، هرگز نیست از غوغا خلاص

💡 ز آرزوی یک انگشت انگبین چون طفل مکن به خانه ی زنبور، زینهار انگشت

💡 شهدی که توان کرد لب خشکی ازو تر حیف است که در خانه زنبور شود خشک

💡 هر سر مو بر تنم می کرد کار نیشتر گوشه آسایش من خانه زنبور بود

💡 شغل اصلی مردم این منطقه کشاورزی، دامداری و پرورش زنبور عسل است.

💡 اگر به غمزه سیراب، ابر کشت شوی چو خوشه سرزند از دانه نشتر زنبور

روزگار یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز