لغت نامه دهخدا
قلزم نگون. [ ق ُ زُ م ِ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است که فلک باشد. ( آنندراج ).
قلزم نگون. [ ق ُ زُ م ِ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است که فلک باشد. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست موصوف به طبعش به لئیمی جیحون هست منسوب ز دستش به بخیلی قلزم
💡 رومیان این محل را کاستروم (Castrum به معنی دژ) و یونانیان Κλὐδμα (Clysma به معنی نابودی) مینامیدند که نام قلزم شکل عربیشده نام یونانی آن یعنی کلیسما است.
💡 وقتى كه نافع همراه مالك به روستاى قلزم (بر وزن هدهد) رسيدند، مالك تشنه شد،نافع فرصت را به دست آورده، آبى را به زهر كشنده مسموم كرد (و يا عسلى رامسموم كرد) وبه مالك داد، كه طولى نكشيد، حال مالك منقلب شده و به شهادترسيد.(490)
💡 غیرمن زین قلزم حیرت حبابیگل نکرد عالمی صاحبدلاست امّاکسی بیدل نشد
💡 تشنهکامی گهر قلزم بیقدری نیست آبرویی که ندارم به سبو می آرم
💡 قلب لشگر نه، یکی کوه قوی بنیادست فوج دشمن نه، یکی قلزم زیر و زبرست