لغت نامه دهخدا
قصر اوس. [ ق َ رِ اَ ] ( اِخ ) در بصره است، و به اوس بن ثعلبةبن زفر که در زمان امویان حاکم خراسان بود منسوب است. ( معجم البلدان ).
قصر اوس. [ ق َ رِ اَ ] ( اِخ ) در بصره است، و به اوس بن ثعلبةبن زفر که در زمان امویان حاکم خراسان بود منسوب است. ( معجم البلدان ).
در بصره است و به اوس بن ثعلبه زفر که در زمان امویان حاکم خراسان بود منسوب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یارب آن اختر چه شد، کز دولت تاثیر او چون فلک در برج قصر خویش، ماهی داشتیم
💡 نمونه هائى از خلافهاى عثمان: 4- ساختن يك قصر عالى براى خود
💡 هر خلل کاندر عمل بینی ز نقصان دل است رخنه کاندر قصر یابی از قصور قیصر است
💡 هر که ما را ایمن از بیداد گردون دید، گفت این هوا را بین که در قصر حباب آسوده است
💡 به ایوان بر شد و کار دگر کرد نگارین قصر او زیر و زبر کرد
💡 هر چه گویم بچه حورا مکن این قدر قصور پا بهر قصر منه مرتبه خویش بدان