قزل اغل
لغت نامه دهخدا
( قزل آغل ) قزل آغل. [ ق ِ زِ غ ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان الند بخش حومه شهرستان خوی واقع در 50 هزارگزی شمال باختری خوی و 14 هزارگزی باختر شوسه خوی به سیه چشمه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است. سکنه آن 93 تن. آب آن از رود جنگه سر و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
( قزل آغل ) دهی از دهستان الند بخش حومه شهرستان خوی. واقع در ۵٠ هزار گزی شمال باختری خوی و ۱۴ هزار گزی باختر شوسه خوی به سیه چشمه و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است.
جمله سازی با قزل اغل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان دهد
💡 جز ملک تاج بخش، اعظم اتابک کر است؟ مه چو قزل ارسلان شه چو جهان پهلوان
💡 بر کتف جهان ردای نوروز فر قزل ارسلان برافکند
💡 نقص همّت نگر که خاقانی زیر پای قزل سر اندازد