لغت نامه دهخدا
قره نوکر. [ ق َ رَ ن َ / نُو ک َ ] ( از ترکی، اِ مرکب ) نوکر سیاه. غلام سیاه، و در تداول امروز کنایه ازکسی است که در مقام نوکری به هر کار پستی تن دهد.
قره نوکر. [ ق َ رَ ن َ / نُو ک َ ] ( از ترکی، اِ مرکب ) نوکر سیاه. غلام سیاه، و در تداول امروز کنایه ازکسی است که در مقام نوکری به هر کار پستی تن دهد.
نوکر سیاه غلام سیاه و در تداول امروز کنایه از کسی که در مقام نوکری بهر کار پستی تن دهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه شاعر که اسب و نوکر یافت خویش را برد و کرد بر قنطر
💡 آنکه از راه خیانت سرور جمعی شده است زان بود ارباب، کان ارباب را نوکر بود
💡 دانم که نمی دانم راهیم به خود بنما گه بندهٔ سبحانم گه نوکر سلطانم
💡 بعد از آزادی در سمت منشی برای یک آلمانی فرومایه کار میکند و چون صاحبکارش بیپول میشود، مقرری او را تا حقوق یک نوکر ساده کم میکند.
💡 [۱] آنزانیها از قشون او اسیر گرفتند و برای نوکری به قلعه امیری بردند.