قبا کندن

لغت نامه دهخدا

قبا کندن. [ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن قبا. آماده شدن:
آصفی مرغ سحر نعره زنان است هنوز
گل به صد ناز قبا کنده و واافتاده.خواجه آصفی ( از آنندراج ).گشاد بند قبای تو خوش بود لیکن
هزار بار بود خوشتر آن قبا کندن.مسیح کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - کندن قبا۲ - ( مصدر ) آماده شدن مهیا شدن.

جمله سازی با قبا کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان کندن بیفایده کاری نبود باید که زمغز جان برون آید کار

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز