قاضی ریاضی
لغت نامه دهخدا
قاضی ریاضی. ( اِخ ) از مشاهیر شعرای خراسان بود و چندی قضاء ولایت زاوه و محولات که منشاء و مولد اوست به وی تعلق داشت و بواسطه شکایت کلانتران ولایت از آن امر معاف شد و همت بر نظم اشعار گماشت. این مطلع از منظومات اوست:
فلک شسته به آب خضر اگر دامان من بودی
هنوزم دست دور از دامن جانان من بودی.
( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 346 و 347 ).
فرهنگ فارسی
از مشاهیر شعرای خراسان بود و چندی قضائ ولایت زاوه و محولات که منشائ و مولد اوست.
جمله سازی با قاضی ریاضی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارد به وقت خود همه باران التفات ابر عنایتی که ریاضی شکفته خواست
💡 گرد بر دامن گلها ز خزان نشیند در ریاضی که رگ ابر گهرباری هست
💡 نفس آهسته برآور که نمی ریزد گل در ریاضی که نسیم سحرش بیمارست
💡 به پیکر بهاری ولی بی خزان به عارض ریاضی ولی بی حصار
💡 مطالعات ریاضی نوتر را به سه «دوره» اصلی میتوان تقسیم کرد.