قاسم هلالی

لغت نامه دهخدا

قاسم هلالی. [ س ِ م ِ هَِ ] ( اِخ ) رجوع به قاسم بن محمدبن سلیمان شود.

فرهنگ فارسی

رجوع به قاسم بن محمد بن سلیمان شود

جمله سازی با قاسم هلالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی

💡 ندیده بود هلالی عذاب دوزخ هجر بلای عشق تو او را درین عذاب انداخت

💡 در خون نشست چشم هلالی، که از رهت گردی به دامن مژه رفتن نمی‌توان

💡 گر یار کند میل، هلالی، عجبی نیست شاهان چه عجب گر بنوازند گدا را؟

💡 از جستجوی وصلش منعم مکن، هلالی گیرم که هم نیابم، شادم بجستجویش

💡 زان دو لب هست تمنای هلالی سخنی کاش، گویی، که: بر آرند تمنایش را