لغت نامه دهخدا
قابل استیناف. [ ب ِ ل ِ اِ ] ( ص مرکب ) استیناف پذیر. پژوهش پذیر. || ( اصطلاح حقوق ). رجوع به قابل پژوهش شود.
قابل استیناف. [ ب ِ ل ِ اِ ] ( ص مرکب ) استیناف پذیر. پژوهش پذیر. || ( اصطلاح حقوق ). رجوع به قابل پژوهش شود.
استیناف پذیر پژوهش پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از پخش درخواست تجدیدنظر از کانال ۴ در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۹، نیاز علم در اعتراض به بیبیسی در مورد امتناع خود از پخش درخواست تجدیدنظر، به عنوان یکی از اعضای خارجی کمیته مشورتی استیناف بیبیسی استعفا داد، زیرا پوشش خبری این تصور را ایجاد کرد که کل این کمیته طرف تصمیمگیری بودهاست.
💡 پرونده این بازی به کمیته انضباطی فرستاده شد و این کمیته بعد از بررسی مدارک استقلال رای به تکرار بازی داد و استیناف نیز این رای را تایید کرد. بازی استقلال و تراکتور در ورزشگاه آزادی بدون گل به پایان رسید.
💡 بالدوین تحت نظر پدرش (که بر دادگاه عالی استیناف ویرجینیا در ۱۸۴۲ میلادی انتخاب شد) حقوق خواند و سپس وارد فعالیتهای حقوقی خویشاوندش الکساندر اچ.اچ. استوارت شد، گرچه بالدوین در نهایت فعالیتهای خود را به تنهایی بعد از این که از نظر سیاسی فعال شد به راه انداخت.
💡 وی پس از بازنشستگی، به عنوان قاضی ارشد دادگاه گمرک و استیناف ثبت اختراع ایالات متحده (۱۹۷۳–۱۹۸۲) به خدمت خود ادامه داد و سپس قاضی ارشد دادگاه استیناف ایالات متحده برای حوزه فدرال از ۱۹۸۲ تا زمان فوتش در ۱۹۸۶ شد.
💡 بریسکو بالدوین تحت نظر قاضی ویلیام دنیل سنیور در درهٔ شناندوا در شهرستان کامبرلند حقوق خواند، گرچه که قاضی دنیل به حوالی لینچبرگ نقل مکان کرد چرا که ناحیه قضاوت او شامل شهرستان کمبل نیز میشد، جاییکه لینچبرگ شهرستان کرسیش بود. ویلیام دنیل فرزند قاضی دانیل بعداً در کنار عمویش در دادگاه عالی استیناف نشست.