فضل بن مروان

لغت نامه دهخدا

فضل بن مروان. [ف َ ل ِ ن ِ م َرْ ] ( اِخ ) وی به آیین خدمت خلفا آشنا بود و انشائی نیکو داشت. در بغداد پس از درگذشت مأمون برای معتصم بیعت گرفت و در آن هنگام معتصم در روم بود. سپس معتصم برای مدت سه سال او را وزیر خود کرد و پس از معتصم نیز در دستگاه خلافت بود تا درگذشت. اورا بجز «دیوان رسائل » کتابی به نام «الاخبار و المشاهدات » است. تولدش به سال 170 هَ. ق. و درگذشت او به سال 250 هَ. ق. / 846 م. است. ( از الاعلام زرکلی ).

جمله سازی با فضل بن مروان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مروان باهمين تلاشها، بنيان حكومت مروانيان حكومت مروانيان را پى نهاد و فرزندشعبدالملك كار او را تكميل و بناى حاكميت مروانيان را براى مدتها تثبيت نمود.

💡 و هنگامى كه خليفه فرزندان سه گانه خود را به ولايت عهدى برگزيد، مروان قصيدهاى سرود كه در آن چنين آمده بود:

💡 فرداى آن روز همه مسلمانها براى گرفتن سهم خود از بيتالمال حاضر شدند البته طلحه و زبير، عبدالله بن عمر، سعيد بن عاص، مروان وعدهديگرى از بزرگان و رجال قريش و غير قريش در اين تقسيم به جهت اعتراض به شيوهحضرت شركت نكردند.

💡 ابوذر تحت نظر مروان حركت ميكرد، و چون از شهر مدينه خارج شدند: اميرالمؤ منين عليهالسلام را ديدند كه با فرزندان خود امام حسن و امام حسين و برادرشعقيل و با عبدالله بن جعفر طيار و عمّار بن ياسر بقصد مشايعت ابوذر حاضر آمدند.

💡 ضحاك به تجهيز جسد معاويه پرداخت و او را به خاك سپرد و يزيد را از مرگ پدر باخبر ساخت. و پس از مرگ يزيد، دست بيعت به دست عبدالله بن زبير زد و در مرج راهطبا مروان حكم جنگيد و در همان جا در سال 64 هجرى كشته شد (704).

💡 مروان بن حكم اين ماجرا را شنيد، نزد آنان آمد و گفت: چرا مرا حاضر نكرديد، سوگند بهخدا او و پدر و خاندانش را به گونه اى ناسزا مى گويم كه كنيزان و بنده ها آن را دررقصهاى خود بخوانند، معاويه نزد امام حسن عليه السلام فرستاد، هنگامى كه فرستادهنزد ايشان آمد، امام فرمود: