فرج قلی

لغت نامه دهخدا

فرج قلی. [ ف َ رَ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز، واقع در پانزده هزارگزی باختر شبستر و دوهزارگزی شوسه صوفیان به سلماس. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل که دارای 482 تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوب است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز.

جمله سازی با فرج قلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو کام تلخ نگردد نمی‌شود شیرین به راه صبر توان از پی فرج رفتن

💡 178 امام زمان - عجل الله تعالى فرجه الشريف - هم منتظر فرج است  

💡 مراد من چو جز دین را فرج نیست من و این کار بر غیری حرج نیست!

💡 معایب این روش از بین رفتن چین و چروک طبیعی لبه‌های آزاد لبهٔ کوچک است، بنابراین باعث غیرطبیعی شدن ظاهر فرج می‌شود.

💡 این جواب آن غزل صائب که می گوید فرج قطره ای از دست صد گوهر برون آورده ام

💡 از بوالفرج آمد فرج ما ز ستم ها بی بوالفرج الافرج ایزد دادار

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز