واژه «فراخآستین» در زبان فارسی یک صفت مرکب و کنایی است که برای توصیف افراد بخشنده، کریم و جوانمرد به کار میرود. این ترکیب از «فراخ» به معنای گشاده و وسیع و «آستین» تشکیل شده و در معنای ظاهری به آستین گشاد اشاره دارد. اما در کاربرد ادبی، این واژه معنایی استعاری پیدا کرده و به کسی اطلاق میشود که دستِ بخشش او باز و بیدریغ است. در واقع، «فراخآستین» نمادی از سخاوت و بلندهمتی در فرهنگ و ادبیات فارسی محسوب میشود. این تعبیر نشان میدهد که فرد مورد نظر نهتنها مال خود را دریغ نمیکند، بلکه با بزرگواری به دیگران کمک میکند. در متون کلاسیک، شاعران بزرگی مانند نظامی از این اصطلاح برای ستایش خصلتهای اخلاقی نیکو استفاده کردهاند. کاربرد این واژه اغلب در توصیف شخصیتهای مثبت و دارای فضایل انسانی دیده میشود. همچنین این اصطلاح با مفاهیمی مانند جوانمردی، کرم، سخاوت و همت بلند پیوند معنایی نزدیکی دارد. در فرهنگهای لغت فارسی مانند دهخدا، معین و عمید نیز همین معانی برای آن ذکر شده است. در مجموع، «فراخآستین» کنایهای زیبا و ادبی برای بیان روحیه بخشندگی و بزرگواری در انسان است.
فراخ استین
لغت نامه دهخدا
( فراخ آستین ) فراخ آستین. [ ف َ ] ( ص مرکب ) جوانمرد و صاحب همت و کریم و بخشنده. ( برهان ) ( آنندراج ):
فراخ آستین شو کز آن سبز شاخ
فتدمیوه در آستین فراخ.نظامی.رجوع به فراخ شود.
فرهنگ معین
( فراخ آستین ) ( ~. خú ) (ص مر. ) کنایه از: بخشنده، جوانمرد.
فرهنگ عمید
( فراخ آستین ) بخشنده، سخی، کریم، جوانمرد: فراخ آستین شو کز این سبزشاخ / فتد میوه در آستین فراخ (نظامی۶: ۱۰۹۲ ).
فرهنگ فارسی
( فراخ آستین ) ( صفت ) جوانمرد صاحب همت کریم.