غلام دوشن

لغت نامه دهخدا

غلام دوشن. [ غ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لوبخش قروه شهرستان سنندج که در 24هزارگزی شمال خاورطراقیه تپه ماهور قرار دارد. محلی سردسیر است. سکنه ٔآن 150تن شیعه ترکی زبانند. آب آن از چشمه هاست و محصول آن غلات، لبنیات، انگور، حبوبات می باشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. از طراقیه اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 )

جمله سازی با غلام دوشن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی شمارند صف جمع غلامان در پیش بنده را در صف آن جمع یکی بشمارید

💡 خسرو ز درد دل چو حبش شد برای دوست پیشانیش به داغ غلامی نشان کنید

💡 ای حلقه زلفین تو دام گل و سوسن هستیم به بوی تو غلام گل و سوسن

💡 از روی مکرمت سوی آن خواجه بر که هست از بندگیش خواجه گردون غلام من

💡 بنده جامی پیر شد همچون غلامان بر درت رحمی ای شاه جوانان بر غلام پیر خویش

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز