لغت نامه دهخدا
غزاله فلک. [ غ َ ل َ / ل ِ ی ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب جهانتاب است.رجوع به غزالة شود. || برج حمل که برج اول است از دوازده برج فلک. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
غزاله فلک. [ غ َ ل َ / ل ِ ی ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب جهانتاب است.رجوع به غزالة شود. || برج حمل که برج اول است از دوازده برج فلک. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
کنایه از آفتاب جهانتاب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیچیده است بس که ازان زلف تابدار بر خاک مشک سوده ز ناف غزاله ریخت
💡 مبین غزاله گردون و مهر او هر صبح که شب به کین تو خواهد گرفت شکل پلنگ
💡 سیده غزاله حسینی معروف به غزاله حسینی (زاده ۲۴ خرداد ۱۳۸۵ در مشهد) وزنهبردار تیم ملی ایران است.
💡 کدورت دل خون بسته هیچ چاره ندارد نشستهایم چو ناف غزاله تنگ به صحرا
💡 بر آمد از تتق غیب چون غزاله ز میغ بمن نمود رخ از دور و چون غزال گذشت
💡 نماز شام که زرین غزاله در پس کوه نهفته گشت وهوا کرد عزم مشک افشان