غریب امدن

لغت نامه دهخدا

( غریب آمدن ) غریب آمدن. [ غ َ م َ دَ ] ( مص مرکب )شگفت آمدن. عجیب به نظر آمدن. شگفت جلوه گر شدن. غریب نمودن. استغراب. ( تاج المصادر بیهقی ):
غریب نآیدش از من غریو گر شب و روز
بناله رعد غریوانم و به صورت غرو.کسائی.نه آن میوه ای کو غریب آیدت
کزو تا توانی نصیب آیدت.نظامی.رجوع به غریب نمودن شود.

فرهنگ معین

( غریب آمدن ) ( ~. مَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) عجیب به نظر آمدن.

فرهنگ فارسی

( غریب آمدن ) ( مصدر ) شگفت آمدن عجیب جلوه کردن استغراب.

جمله سازی با غریب امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در غریبی می نماید خویش را حسن غریب قسمت یوسف ز کنعان قعر چاهی بیش نیست

💡 دردمندم عاجزم بیمار و تنها و غریب حال خود مشروح گفتم وقت لطف است ای طبیب

💡 چو بهانه می‌گرفتی و وفا نمی‌نمودی ز چه خانه می‌نمودی به غریب کاروانی؟

💡 دور از نو ما غریبان گر بی کسیم شاید چون نیستیم همدم جز با رقیب ناکس

💡 یا بجنگم یک به یک آیید ای قوم جفاجو یک تن تنها غریب و بی‌کس و بی‌آشنایم

💡 اندرین عالم غریبی زان همی گردی ملول تا ارحنا یا بلالت گفت باید بر ملا